الشيخ رسول جعفريان

529

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

شلاق را هم تحمل كرد . با گذشت دوران مأمون و معتصم ، متوكل جانب ابن حنبل را گرفت و اين بار اعتقاد به قديم بودن قرآن بر ديگران تحميل شد . افزون بر آن ، دولت متوكل ، به ترويج مذهب اهل حديث با تعريفى كه ابن حنبل برايش درست كرده بود ، پرداخت و مذاهب ديگر را به عنوان « بدعت » انكار كرد . درست در همين دوره بود كه عنوان « سنى » به اهل حديث داده شد و ديگران اهل « بدعت » خوانده شدند . نكتهء جالب آن است كه مسألهء خلق يا قديم بودن قرآن چندان در ميان شيعيان انعكاسى نداشت . دليل آن نيز اين بود كه طرح اصل مسأله ، امرى نابخردانه و بىمعنا بود . تا آنجا كه مىدانيم در روايات اهل بيت و سخنان اصحاب ائمه هدى عليهم السّلام بحثى در اين زمينه به ميان نيامده و شيعيان دربارهء آن سكوت اختيار كرده‌اند . در حال حاضر نامه‌اى از امام هادى عليه السّلام در دست است كه طى آن به يكى از شيعيان خود دستور مىدهد در اين زمينه اظهار نظر نكرده و جانب هيچ يك از دو نظر ؛ حدوث يا قدم قرآن را نگيرد . آن حضرت در نامه خود چنين نوشته‌اند : بسم الله الرحمن الرحيم ، عصمنا الله و ايّاك من الفتنة ، فإن يفعل فقد أعظم بها نعمة و إن لا يفعل فهى الهلكة ؛ نحن نرى أنّ الجدال فى القرآن بدعة ، اشترك فيها السائل و المجيب ، فيتعاطى السائل ما ليس له ، و يتكلّف المجيب ما ليس عليه ، و ليس الخالق إلّا اللّه عزّ و جلّ ، و ما سواه مخلوق ، و القرآن كلام الله ، لا تجعل له اسما من عندك فتكون من الظالمين ، جعلنا الله و إيّاك من الذين يخشون ربّهم بالغيب و هم من السّاعة مشفقون . « 1 » خداوند ما و تو را از ابتلاى در فتنه بر حذر دارد ! اگر خود را از آن دو نگاه دارى ، نعمتى را بزرگ داشته‌اى و گرنه به هلاكت خواهى افتاد . به عقيدهء ما جدال و گفتگو دربارهء قرآن بدعت است و در گناه و مسئوليت آثار زشت ناشى از آن ، سؤال‌كننده و جواب دهنده هر دو شريكند ؛ زيرا سؤال‌كننده بىجهت دربارهء آنچه كه بر عهده‌اش نيست مىپرسد و جواب دهنده را بدون هيچ

--> ( 1 ) . التوحيد ، ص 224 ؛ أمالى الصدوق ، ص 438 ؛ بحار الانوار ، ج 92 ، ص 118